نمیدانم چرا نمیتوانم بدون ینکه یک زمان خاص بگذارم و مفصل با خودم مذاکره کنم حال خودم را خوب کنم . دلم نمیخواد اینطوری باشم میخوام بتونم در لحظه بفهمم دقیقا چمه و چطوری باید از خودم دفاع کنم در مقابل ادمهایی که فقط اسم آدم حسابی را یدک میکشند یا یک عنوان را مانند قلاده به گردن دارند .
وقتی که کسی نامش م است نمیتوان با همین مجوز پیدا کند که هر نوع رفتاری داشته باشد . وقتی میدانتی که رفتارش از روبی حسادت و بیشعوری اش است که این ططور رفتا رمیکند خودت را به خدا بسبار و راحت باش
مکر اینکه خودت را دوست نداشته باشی و یا ب خدا اعتقاد نداشته باشی که جای حق است . مگر نخواندی که فقط عدم ازار م وااجب است اما اطاعت از او و نیست و گوش ندادن حرفش نیز تنها زمانی اگر منجر به اذیت شود جایز نیست که از روی دلسوزی باشد اما وقتی مدانی اینطور نیست دیگر لازم نیست بیخودی مته به خشخاش بگذاری و خودت را بخاطر یک گاو اذیت کنی .
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان