در زمان حاضر روز اول فروردین 1404 است نمیدانم چرا با اینکه خیلی تلاش کردم که از قبل همه چیز را رصد کنم بازم حس غافلگیری دارم نمیدانم چرا هر قدر برنامه میریزم باز حس میکنم عقبم نمیدانم چرا هر قدر حرف میزنم ومینویسم باز هم فکر میکنم انرژی ام تمام میشه خودم تمام میشم اما حرفهام و فکرهام نه !! خیلی عجیبه حس روی تردمیل دویدن را دارم نمیدانم سرشلوغی بیش از حد ، فکر های بیش از حد ، در مسیر نبودن و حس انجام کاری که نباید ، جایی بودنی که نباید و ...
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
بسم الله الرحمن الرحیم دیشب قدر بود رفتم حرم حال خوشی بود فقط نمیدانم این حس بلا اثری بعد از این همه حال خوب دعا هنوزم هست شاید رسالتم این باشد این را از بین ببرم شاید این مانع استجابت باشد بین الطلوعین را نتوانستم بیدار بمانم خیلی دلم میخواست اما واقعا سخت بود برام دعای رزق را خواندم و بیهوش شدم بعد از بیداری با یک حال خاص که نمیدونم چی بود ... و هست ... یاد ایده لبتاب روشن افتادم اومدم روشن کردم و ...
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «روز اول سال 99 است و این حال من است ...».چرا شاد نیستم چرا در این روزا که خودم دریافت کرده بودم که روزهایی است که باید در ان کسب ارامش کنم باید خودم را پیدا کنم و راه با دیگران و خانواده رشد کردن را و با انها اخت شدن را مگر حتی تغییرات را در م ع ندیدی که ح نمیفهمید باید با او بیشتر دوست باشد و این تعطیلات او را از ان سردرگمی های بی حاصلش بیرون اورد تا تکلیفم با خودم و اطرافم روشن نشود ارام نیستم چرا ارام نیستم عصبانی ام مینویسم تا ارام شوم . بد اخلاق و عصبی شده
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «روز دوم فروردین 400 است و ...» را میخوانید.فشار زیادی را دارم روی روحم احساس میکنم داشتم اذیت میشدم داشتم به صوتهای ال گوش میگردم و مینوشتم فشار حس تنهایی و سنگنی شب اذیتم میداد حس تنهایی که فکر میکن به ری هم منتقل شده . دیشب و بیداری . نفس تنگی و سنگینی و قتی دیدم او هم بیدار است خوشحال شدم تنها عضو شاد خانه است . اما الان فهمیدم با حرفهایی که زدیم او حرف های مرا قبول دارد یعنی قبلا ه م میدانیستم که خیلی رویش تاثیر گذارم البته روی چیزهایی غیر از ذاتیات ا
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «دلنوشته از یک دلی که گرفته» را در ادامه بخوانید.نمیدانم چرا نمیتوانم بدون ینکه یک زمان خاص بگذارم و مفصل با خودم مذاکره کنم حال خودم را خوب کنم . دلم نمیخواد اینطوری باشم میخوام بتونم در لحظه بفهمم دقیقا چمه و چطوری باید از خودم دفاع کنم در مقابل ادمهایی که فقط اسم آدم حسابی را یدک میکشند یا یک عنوان را مانند قلاده به گردن دارند .وقتی که کسی نامش م است نمیتوان با همین مجوز پیدا کند که هر نوع رفتاری داشته باشد . وقتی میدانتی که رفتارش از روبی حسادت و بیشعوری اش اس
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
دیروز برای بار چندم به محاسبه راهنمایی شدم یه جایی خوندم گفته بود روی کاغذ زندگی کن بهم انرزی دوباره نوشتن داد واقعا میدانم سبک میکند اما بخاطر تنبلی است که نمینویسم یا وقت ندارم یا هردو یا بیشتر گزینه دو در اون که خواندم میگفت روی کاغذ زندگی کن صبح بنویس شب بنویس سبک میکنه اصلا به همین خاطر خدا به قلم قسم خورده بخاطر قدرت شکفتش
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب: ناهماهنگي,
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان
برچسب:
نویسنده: مریم حسینیان